ستاد سيدهادي خسروشاهي، به سال 1317 هـ . ش، در تبريز، در خانداني آراسته به دين و علم و فقاهت، به دنيا آمد و تاريخ سه قرن از حيات و كوشش علمي، فقهي اجداد وي، كه جملگي از علماي بزرگ و فقهاي نامدار ايران و عراق در دوران خود بوده اند، اين حقيقت را به خوبي روشن ‏سازد:

 

پدر وي، آيت‏ اللَّه سيد مرتضي خسروشاهي از اجله علما و فقها و مراجع صاحب رساله آذربايجان، تحصيل كرده نجف بود و از وي علاه بر رساله عمليه چاپ شده، از ديگر آثار ايشان كتاب «نثارات الكواكب علي خيارات المكاسب» و كتاب: «حديث الغدير» در نجف و تبريز و قم، چاپ شده است. ايشان تأليفات ديگري نيز در فقه و اصول و مواعظ در(چهار جلد) دارند كه مخطوط و موجود است. (علاوه بر استاد دو فرزند ديگر وي: آيت‏ اللَّه سيد ابوالفضل خسروشاهي و آيت اللَّه سيد احمد خسروشاهي از معاريف علما و فقهاي قم و تبريز بودند كه در دو دهه اخير به رحمت حق پيوسته‏ اند).

 

پدر آيت ‏اللَّه سيد مرتضي، آيت ‏اللَّه سيد احمد خسروشاهي از علماي بزرگ عصر مشروطيت در آذربايجان بود و آثاري در فقه و اصول دارد كه بعضي از آنها در حواشي كتاب والدش(تقريرات بحث التعادل و التراجيح شيخ انصاري) در نجف به چاپ رسيده است... در جريانات نهضت مشروطه، وي هوادار «خط سوم» و در واقع بدون ورود علني در ميدان مبارزه سياسي، خواستار «مشروطه مشروعه» بوده و به همين دليل مدتي نيز به‏ عنوان اعتراض به اوضاع جاري، به نجف اشرف هجرت كرد.

 

پدر آيت‏ اللَّه سيد احمد، آيت‏ اللَّه سيد محمد خسروشاهي، از شاگردان ممتاز و از تلامذه عاليمقدار محقق بزرگوار، و يگانه دوران، شيخ مرتضي انصاري است كه تقريرات وي از بحث استادش در موضوع «تعادل و تراجيح» همراه «رساله باقريه» در فقه، و رساله اي در «تقيه» و رساله ديگري در «حقيقت شرعيه»، جمعاً در 400 صفحه به قطع رحلي و بزرگ، به سال 1310 هـ . ق در نجف اشرف به طبع رسيده است.

 

پدر آيت‏ اللَّه سيد محمد، آيت ‏اللَّه سيد علي خسروشاهي، و پدر او آيت ‏اللَّه سيد ابوالحسن خسروشاهي، به شهادت كتب تراجم و رجال، جملگي از علماي بزرگ و فقهاي نامدار عصر خود بوده‏اند...[1]

 

مرحوم شيخ محمد رازي صاحب كتاب «آثار الحجة» در جلد دوم كتاب خود در مورد اين بزرگواران مي‏نويسد: «تمامي اسلاف اين خاندان، به تقوي و علم و پرهيزكاري و طهارت و پاكي و ايثار و بذل در راه دعوت به خدا و ارشاد مردم به تعاليم اسلامي، معروفند و چرا چنين نباشد، در حالي كه آنان از خاندان اهل بيت هستند و نسب آنان با 35 رابطه به امام حسين بن علي بن ابيطالب‏عليه‏السلام مي‏رسد...».[2]

 

...استاد سيدهادي خسروشاهي در چنين خانداني اصيل و ريشه‏ دار، به دنيا آمد و در دامن پدر بزرگوارش پرورش يافت. تحصيلات مقدماتي را در تبريز به پايان رسانيد و پس از رحلت والد محترم، در 1332 ش و در 16 سالگي، عازم قم شد و در حوزه علميه به تحصيل دروس سطح پرداخت و سپس در مراحل بالاي دروس حوزوي: فلسفه، تفسير، فقه و اصول، در حضور اساتيدي چون: آيت‏ اللَّه بروجردي(به مدت چند ماه)، امام خميني، آيت ‏اللَّه شريعتمداري، آيت‏ اللَّه علامه طباطبائي و بزرگاني ديگر تلمذ نمود و به دريافت اجازاتي در امور حسبيه(منوط به اذن فقها) و همچنين در مراحل علمي بالاتر - اجتهاد - و نقل حديث از علماء و مراجع بزرگ نجف و قم و مشهد نائل آمد كه از آن جمله‏ اند: امام خميني و آيات عظام: سيد ابوالقاسم خوئي، سيد شهاب الدين نجفي مرعشي، سيد محمد كاظم شريعتمداري، سيد محمدهادي ميلاني، سيد محمد صادق روحاني و آيت‏ اللَّه شيخ آقا بزرگ تهراني، آيت‏ اللَّه شيخ مرتضي حائري، آيت‏ اللَّه سيد احمد زنجاني، آيت‏ اللَّه ميرزا عبدالجواد جبل عاملي، آيت‏ اللَّه ميرزا ابوالفضل زاهدي قمي و ديگران...

 

***

... تأليفات و آثار استاد به زبان فارسي و عربي(علاوه بر صدها مقاله در نشريات اسلامي ايران و جهان اسلام) بالغ بر 80 جلد مي‏شود كه بيش از 40 جلد آنها تاكنون بارها در داخل و خارج طبع شده و بعضي از آنها بيش از سي بار تجديد چاپ شده است. علاوه بر تأليفات و ترجمه‏ها، 120 جلد كتاب ديگر نيز با تحقيق، توضيح و يا مقدمه و اشراف ايشان در ايران و ايتاليا و مصر و... چاپ و منتشر شده است.

 

از جمله آثار استاد ترجمه و تحقيق «امام علي صداي عدالت انساني» استاد جرج جرداق در 5 جلد و سه هزار صفحه است كه بيش از ده بار و در ده ها هزار نسخه تاكنون چاپ شده است...

 

تدوين و تحقيق و نشر مجموعه آثار سيد جمال‏الدين حسيني(افغاني) در 10 جلد و باز در بيش از سه هزار صفحه در ايران و مصر، يكي از خدمات ارزنده استاد است و در واقع اين مجموعه، محصول نيم قرن تلاش و كوشش و تحقيق و بررسي در كشورهاي اسلامي و عربي است.

 

مجموعه «حركت‏هاي اسلامي معاصر» در 20 جلد(تاكنون 6 جلد آن چاپ شده است) و «اسناد نهضت اسلامي ايران» در 10 جلد (دو جلد آن تاكنون انتشار يافته است) و «مجموعه آثار استاد علامه طباطبائي در 16 جلد» از جمله آثاري است كه استاد در تهيه و تأليف و يا جمع آوري و تحقيق و ويرايش آنها زحمت و رنج فراوان را پذيرا شده است و فقط «اهل قلم» مي‏توانند بزرگي و اهميت كار را در اين حجم زياد درك كنند!

 

علاوه بر تأليفات و ترجمه‏ هاي خود ايشان، استاد همواره، در تدوين و تنقيح و نشر آثار اساتيدي چون: آيت‏ اللَّه كاشف ‏الغطا، علامه سيد محمدحسين طباطبائي، حاج سراج انصاري، سيد محمد محيط طباطبائي، سيد غلامرضا سعيدي، محمد نخشب و... كوشا بوده و خدمات ارزنده‏اي در حفظ فرهنگ اسلامي و نشر انديشه اصيل اسلامي نموده است. و به همين دليل استاد محمدرضا حكيمي ايشان را «فرهنگبان كوشا» ناميده است.(مقدمه مكتب تفكيك، چاپ اول، - مركز بررسيهاي اسلامي - قم)

 

بيشتر كتاب‏ها و آثار خود استاد خسروشاهي در زمينه ‏هاي مسائل اجتماعي، سياسي مورد نياز جامعه اسلامي است و اين آثار به تصديق اهل خرد، در روشنگري نسل جوان معاصر، بي شك تأثير بسزا و نقشي در خور اهتمام داشته است.

 

استاد از سال 1332 و تاكنون، با اغلب مطبوعات اسلامي از جمله: مكتب اسلام، مكتب تشيع، معارف جعفري، راه حق، نداي حق، وظيفه، مجموعه حكمت، نور دانش، آيين اسلام، مسلمين، آستان قدس، نسل نو، نسل جوان، استوار، پيكار انديشه، مهد آزادي و... همكاري داشته است كه مجموع مقالات مندرج در آنها بالغ بر صدها مقاله مي‏گردد.. . و پس از پيروزي انقلاب، بيشترين همكاري قلمي را با روزنامه «اطلاعات» دارد.

 

در سطح جهاني با شركت در كنفرانس‏ها و كنگره‏ هاي اسلامي، در كشورهاي اروپايي و اسلامي از جمله: پاكستان، مصر، الجزائر، عربستان، سوريه، قطر، تركيه، لبنان، ايتاليا، انگليس، آلمان، سوئيس و... به عنوان نماينده امام خميني و يا نماينده حوزه علميه قم فعال بوده است.[3]

 

استاد در مسئله تقريب بين مذاهب اسلامي، از نيم قرن پيش از پيشگامان اين حركت اصلاحي به‏ شمار مي‏رود و مكاتبات ايشان با علامه شيخ محمدتقي قمي، مؤسس دارالتقريب قاهره، در نيم قرن پيش شاهد چگونگي اين امر است [4] و باز در همين راستا استاد با اغلب حركت‏هاي اسلامي معاصر و رهبري آنها، در سراسر جهان اسلام ارتباط و پيوند نزديكي داشته است.

 

استاد به سال 1352 شمسي، «مركز بررسيهاي اسلامي قم» را به مثابه واحدي از حوزه علميه قم، تأسيس و به ثبت رساند و سپس در سال 1361، «مركز فرهنگي اسلامي اروپا» را در «رم» -ايتاليا- تأسيس نمود كه هر كدام از اين دو مؤسسه ده ها كتاب ارزشمند در زمينه‏ هاي اسلامي، از جمله: قرآن مجيد و نهج البلاغه را به زبان هاي: عربي، انگليسي، ايتاليايي، آلماني و غيره، ترجمه و منتشر ساخته اند و اين اقدام، در نشر فرهنگ اسلامي در سطح دنيا، از ارزش بالا و والايي برخوردار است.

 

فعاليت‏هاي سياسي استاد از سال 1332 ش پس از آشنايي نزديك با آيت ‏اللَّه كاشاني، آيت‏ اللَّه طالقاني و شهيد نواب صفوي، آغاز گرديد و به همين دليل، از همان دوران تا زمان پيروزي انقلاب اسلامي، بارها در قم، تهران و تبريز دستگير، زنداني و يا تبعيد شده كه آخرين آن تبعيد به «انارك» يزد، به مدت سه سال بود كه با آغاز انقلاب اسلامي، همراه ديگران آزاد شد...(در تبعيدگاه انارك يزد همراه مرحوم آيت‏ اللَّه پسنديده، حضرت آيت‏ اللَّه ناصر مكارم شيرازي بودند).

 

استاد پس از پيروزي انقلاب اسلامي، نخست به مدت دو سال به ‏عنوان نماينده امام خميني‏ قدس سره در وزارت ارشاد اسلامي فعال بود،[5] و سپس به سفارت ايران اسلامي در واتيكان انتخاب شده و به مدت 5 سال در خارج از كشور به فعاليت پرداخت كه تأسيس «مركز فرهنگي اسلامي اروپا» در رم و تأسيس دو ماهنامه به انگليسي به نام‏هاي: «انكوائري» و «امريكن ايونتس» و مجله‏اي هفتگي به زبان عربي «العالم» در لندن - با همكاري وزارت ارشاد اسلامي- از آثار اين دوران است...

 

در ايتاليا، علاوه بر چاپ و نشر ترجمه قرآن مجيد و نهج البلاغه به زبان ايتاليايي و نشر ماهنامه اي به نام «جهان نو» - به ايتاليايي-، جمعاً در مدت 5 سال 162 نوع كتاب و نشريه به زبان‏هاي: فارسي، عربي، انگليسي، ايتاليائي و فرانسوي، منتشر نموده كه در سراسر جهان توزيع گرديده است.

 

در مدت اقامت سه ساله در قاهره به‏ عنوان رئيس ديپلماسي ايران در مصر، نيز علاوه بر حضور در محافل علمي- سياسي و سخنراني و مصاحبه تلويزيوني و مطبوعاتي و ده ها ملاقات با شيخ الازهر و مقامات علمي- سياسي مصر، بالغ بر 50 جلد كتاب و نشريه، درباره انقلاب اسلامي ايران ، تشيع و اهل بيت تأليف و يا با همكاري و مساعدت ايشان در مصر منتشر گرديد كه اين خود خدمت بزرگي در راستاي‏ وحدت و تقريب بين مذاهب اسلامي است. مهمترين اين آثار: نهج‏البلاغه با مقدمه استاد و شرح شيخ محمد عبده، اهل البيت في مصر، صحيفه سجاديه، حقيقة علاقة عبدالناصر بالثورة الاسلامية في ايران، عبداللَّه ‏بن‏سبا بين الواقع والخيال، ادعية اهل البيت، الامام علي بن ابيطالب، الامام الحسين، الامام جعفر الصادق و الطريق الي مذهب آل البيت و عقيدتنا و... مي‏باشد.

 

استاد علاوه بر زبان تركي - آذري و استامبولي- و فارسي و عربي، با زبان انگليسي و ايتاليايي هم آشنايي دارد و پس از مراجعت به ايران، از واتيكان، ضمن ادامه اشتغال در وزارت امور خارجه،(به عنوان مشاور وزير) در دانشگاه هاي تهران از جمله دانشكده حقوق و علوم سياسي و دانشكده روابط بين‏ الملل وزارت امور خارجه و غيره به تدريس پرداخت.

 

استاد پس از آنكه به مدت سه سال به‏ عنوان رئيس نمايندگي جمهوري اسلامي ايران در مصر-قاهره بود، در سال 1382 به ايران مراجعت نمود. و به‏ عنوان مشاور وزير در دفتر مطالعات سياسي و بين‏ المللي به تحقيق و بررسي پرداخت... استاد در قسمت ارتقاء مقام اعضاء وزارت خارجه، راهنماي بعضي از برادران در تأليف رساله آنان بود...

 

استاد مدت شش سال نيز با نشر فصلنامه پـُرارج «تاريخ و فرهنگ معاصر» به نشر حقايق و روشن ساختن زواياي تاريك تاريخ معاصر ايران و جهان اسلام در چندين هزار صفحه، پرداخت كه بي‏شك اين فصلنامه فرهنگي تاريخي، به مثابه يك منبع و مستند تاريخي ماندني خواهد بود و همواره مورد استفاده قرار خواهد گرفت.

 

ويژه ‏نامه‏ هايي هم زير نظر ايشان از سوي مركز بررسيهاي اسلامي منتشر شد كه قرار بود بالغ بر 50 جلد گردد، ولي متأسفانه به علت مسافرت به خارج از كشور و اشتغالات ديگر فقط سه جلد از آنها تاكنون چاپ و منتشر شده است.

 

نشر مرتب هفته‏ نامه «بعثت» كه هم‏ اكنون وارد سی امین سال انتشار خود شده و تاكنون بالغ بر 1400 شماره از آن منتشر شده است -و همچنان انتشار آن ادامه دارد- يكي ديگر از فعاليت‏هاي فرهنگي استاد است...

۶ مهر ۱۳۹۶
بازدید: 231
شیخ سلار دیلمی نخستین فقیه شیعه ایرانی از شاگردان شیخ مفید و جزو 10 فقیه متقدم جهان اسلام است که بارگاه وی در خسروشاه آذربایجان‌شرقی واقع شده است.

فقیه فرزانه و عالم گرانقدر، ابویعلی حمزه بن عبدالعزیز مشهور به "سلار دیلمی" از فقیهان و اندیشمندان نامدار و برجسته قرن پنجم قمری است که هر چند در دانش‌های رایج زمان خویش سرآمد و خبره بود ولی مقام و منزلت وی در فقه، تمام ابعاد و جوانب علمی‌اش را تحت‌الشعاع قرار داده است.

وی را می‌توان به عنوان فقیهی بزرگ در دنیای علم، معرفت و آگاهی معرفی کرد، در رجال نجاشی نام وی را به هنگام دفن استاد خویش سید مرتضی علم‌الهدی ‏جزو تشییع‌کنندگان در کنار ابوعلی جعفری داماد شیخ مفید می‏بینیم، جایی که می‏گوید، "پس از فوت سید مرتضی من مباشر غسل وی بودم و با من ابوعلی محمد بن الحسن‏الجعفری و سلار بن عبد العزیز... همراه بود.

سلار هر چند هم طبقه شیخ طوسی است، نه از شاگردان وی، در عین حال محقق‏ حلی در مقدمه کتاب المعتبر از وی و ابوالصلاح حلبی به عنوان « اتباع الثلاثه » ‏نام ‏می‏برد، یعنی وی را از پیروان، می‏شمارد که علی‌الظاهر مقصود این است این سه‏ نفر تابع و پیروان سه نفر دیگر، شیخ مفید، سید مرتضی و شیخ طوسی‏ بوده‏اند.

 

ولادت و زادگاه

متاسفانه از تاریخ ولادت، زمان هجرت از زادگاه، مدت اقامت در حلب، مسافرت‌ها، ازدواج و فرزندان این عالم بزرگوار، در هیچ کتابی سخن به میان نیامده است ولی وجود پاره‌ای شواهد و مستندات مانند مطالعه زندگی استادان، معاصران و شاگردان وی و اینکه وی گاهی به نیابت از شیخ مفید و سید مرتضی علم‌الهدی بر کرسی تدریس می‌نشست و شاگردان برجسته آن بزرگواران را از دانش بیکران خویش بهره‌مند می‌ساخت، می‌توان حدس زد که در نیمه دوم قرن چهارم کلبه ساده و با صفای عبدالعزیز دیلمی را با قدوم مبارکش روشن و منور ساخته است.

اما بدون تردید زادگاه این فقیه والامقام دیلمان است، امروزه نام بخش کوچکی است که با 134 آبادی، از توابع شهرستان عالم‌پرور لاهیجان در استان گیلان است.

 

استادان

محمد ابن محمد ابن نعمان معروف به شیخ مفید (م413ق) همچنین علی‌بن حسین معروف به سید مرتضی علم‌الهدی (م436ق) مشایخ امامیه از استادان وی بوده‌اند.

 

مشایخ امامیه

سلار دیلمی بعد از عصر غیبت حضرت ولیعصر(عج) که یکی از مشایخ و از مهم‌ترین عالمان و پیشوایان امامیه بوده است، مشایخ و قدمای امامیه 10 نفر بودند که عبارتند از:

صدوقان (علی‌بن بابویه قمی و فرزندش صدوق)

شیخان (شیخ مفید و شیخ طوسی)

سیدان (سید مرتضی علم الهدی، برادرش سید رضی، گردآورنده نهج البلاغه)

ابن ابی عقیل

ابوالصلاح حلبی

ابن ادریس حلی

ابویعلی حمزه بن عبد العزیز سلار دیلمی

 

مرحوم مدرس در ریحانة الادب می‏گوید:

 او یکی از اعاظم علمای متقدمین اثنی عشریه است که در علم و ادب مقدم بوده‏ و فتاوی و اقوال او در کتب فقهیه مذکور می‏باشد.وی از شاگردان شیخ مفید و علم‏الهدی و از مشایخ روایتی شیخ ابو علی طوسی پسر شیخ طوسی است و گاهی به‏سمت نیابت از سید مرتضی در بغداد درس می‏گفته است و در اثر فقاهت و جلالت‏مراتب علمیه از طرف سید به منصب حکومت ‏شرعیه و فصل خصومات و مرافعات‏ دینیه در بلاد حلب منصوب شده است.

 

تالیفات

۶ مهر ۱۳۹۶
بازدید: 295

به راستی جلیل خسروشاهی که بود؟

وقتی می خواهند زندگی نامه انسان بزرگواری را بنویسند،معمولاً با این پیش فرض شروع می کنند که تعداد زیادی از خوانندگان تصویری از چهره او را در ذهن خود دارند. اما حالا عباراتی از زندگی پربار مردی پیش روی شماست که صدها یتیم تحت سرپرستی او بزرگ شدند،تحصیل کردند،ازدواج کردند و صاحب کار و زندگی شدند، اما هیچ گاه چهره راحت و صمیمی کسی را که سال ها حامی شان بود، ندیدند.

زندگی نامه خیر مدرسه سازی را می خوانید که دانش آموزان بیش از چهارصد مدرسه ای که ساخته،هیچ گاه در مراسم کلنگ زنی یا افتتاح او را ندیدند.

هشتاد و هشت سال پیش در تبریز به دنیا آمد.

پدرش حاج غفار با دو عمویش حاج میرزا حسن و حاج حسین که از تاجران سرشناس بودند،کار می کرد.میرزا حسن که عالمی بزرگوار و ملبس به لباس مقدس روحانیت بود،صاحب گروه تولیدی "تولی پرس" و رئیس اتاق بازرگانی تبریز در زمان رضا شاه بود.حاج حسین صاحب کارخانه پارچه بافی آذربایجان در قزوین بود.

حاج غفار و سارا سلطان خسروشاهی هشت فرزند داشتند که هوش و استعداد آنها و فرزندان برادران حاج غفار زبان زد عام و خاص بود. علی برادر بزرگ مرحوم جلیل خسروشاهی به خاطر ذکاوت بالا به علی ذکی معروف بود. او در سال 1308 از مدرسه عالی حقوق و علوم سیاسی با کسب رتبه اول و دریافت مدال فارغ التحصیل می شود.

پسر عموهای او نیز زمانی که کمتر کسی به تحصیلات بالاتر از دیپلم فکر میکرد دارای مدرک PHD بودند. جلیل تا مقطع دیپلم تحصیل می کند و در بازار سلطانی تبریز مشغول به کار می شود. با وجود اینکه آذربایجان در گذر نیروهای اشغالگر جنگ جهانی دوم بود و تاجران تحت تأثیر جو اقتصادی ورشکست می شدند، خانواده بزرگ خسروشاهی به پشتوانه هوش و تدبیری که داشتند، این بحران را هم پشت سر گذاشتند.

جلیل سال 1318 به خدمت سربازی می رود. دوران سربازی او با اشغال ایران توسط نیروهای خارجی در شهریور 1320 مصادف می شود. سربازها از پادگان ها فرار می کنند. او با لباس نظامی در مقابل سرهنگی که فرمانده اش بود، ادای احترام می کند و می گوید برای خدمت گذاری به وطنم آماده ام. سرهنگ به او می گوید،شاه مملکت از مقابل دشمن فرار کرده و تو آمده ای که بگویی می خواهی خدمت کنی. برو مرخصی!

در 19 سالگی، پدرش او را به کارخانه پارچه بافی آذربایجان در قزوین که سهمی در آن داشته می فرستد. با کمک یک مهندس ایتالیایی به نام سومارگو به مدت دو سال کارخانه را به نحو شایسته ای مدیریت می کند.

سال 1323 با دختر خاله اش، رفعت کمپانیه ازدواج می کند. یک سال بعد اولین دختر آن ها به دنیا می آید.یک رادیوی بزرگ نفتی در خانه داشتند.هر روز پای برنامه پانزده دقیقه ای آموزش زبان انگلیسی می نشیند و از یک ارمنی هم میخواهد کمک کند تا زبان انگلیسی را یاد بگیرد.به هنر نقاشی هم علاقه داشت.اگر چه خانواده اش نسبت به یادگیری آن از خود تعصب نشان می دادند.مخفیانه بدون اینکه دیگران مطلع شوند، نقاشی یاد می گیرد.

بعد از مدتی به آلمان می رود. وضعیت آلمان بعد از جنگ جهانی آشفته بود.به زبان آلمانی آشنایی نداشت.با تلاش زیاد مجوزی برای تجارت فرش می گیرد و بعد از رو به راه شدن کارها،همسر و دخترش را هم به آلمان می برد. دختر دوم آنها در آنجا به دنیا می آید.

با پشتکار فراوان نمایندگی چند محصول اروچایی را در ایران دایر میکند و سال 1336 با شراکت برادرش شرکت مینو را پایه گذاری می کند.

نوزده سال در آلمان می ماند. با وجود شرایط مالی بسیار خوبی که داشته هیچ گاه خانه ای برای خود نمی خرد و همیشه عقیده داشت که:"خانه من ایران است."

سال 1344 همسرش در اثر بیماری خونی در سن 42 سالگی فوت می کند. مرگ همسرش تاثیر بدی بر روحیه دخترانش که در آن زمان 12 و 20 ساله بودند، می گذارد.به شهید بهشتی که مسئول مرکز اسلامی هامبورگ بود، تلفن می زند و درخواست می کند که به دختران بی تابش دلداری بدهد.مرحوم بهشتی قبول می کند و ظرف چند دقیقه در منزل آنها حاضر می شود و برای پدر و دخترانش صحبت می کند تا آرام  شوند.

مرگ همسرش نقطه عطف زندگی اش می شود. در یکی از روزها که برای سرکشی به انبار فرش تجارتخانه اش در هامبورگ می رود، با خود می گوید خب! اگر در انبار به ارتفاع نیم متر فرش انبار شده باشد یا دو متر، چه فرقی به حال من دارد! آیا از غم غصه ام چیزی کم می شود و می تواند مرا از این داغی که دیده نم رها کند؟

همان جا تصمیم می گیرد که بعد از نوزده سال دوری از وطن، با دخترانش به ایران باز گردد. در ایران با عالم بزرگ ، مرحوم صفار هرندی که شب ها در مسجد هرندی علوم حدیث می آموخت و آقای عالی نسب که از خیّرین معتمد و از صاحبان خوش نام صنعت بود، به همکاری می پردازد.

با آنها مشورت می کمد تا چند خانواده یتیم را به او معرفی کنند. ظرف چند سال 180 خانواده در قم، 160 خانواده در تهران و 150 خانواده در تبریز تحت حمایت او قرار می گیرند. خانه های استیجاری آنها را می خرد و به نام فرزندان یتیم هر خانواده سند می زند. هر ماه هزینه های زندگی، هزینه های گوشت مصرفی،پ.شاک و دیگر اقلام مورد نیازشان را تهیه می کند.سالانه ده ها  هزار جفت کفش برای مستحقان تهیه می کند. یک مؤسسه درمانی به سرپرستی آقای گلشن و دکتر سخایی تاسیس می کند. بیماران نیازمند ابتدا تحت معاینه پزشک مؤسسه قرار می گیرند و در صورت لزوم نزد پزشک متخصص فرستاده می شوند تا درمان نهایی شان تحت نظر مؤسسه انجام گیرد.

زمانی که بعد از انقلاب کارخانه مینو ملی می شود، هیچ عکس العمل تندی از خود نشان نمی دهد.زمانی که سرمایه داران وام های کلان دولتی را به خارج از کشور می بردند، او در ایران کارخانه هایش را توسعه می دهد و نمی گذارد کارگرها بر اثر وضعیت آشفته کشور کار خود را از دست بدهند. با ملی شدن کارخانه مینو هم تنها چیزی که می گوید این است: اگر با ملی شدن این صنعت نفعی به مردم کشورم می رسد من هیچ اعتراضی ندارم. زمانی که امام(ره) سال 57 عزم ایران کرد، پانصد هزار تومان نذر سلامتی رهبر می کند تا در صورت به سلامت رسیدن ایشان، انفاق کند و زمان جنگ نیز قسمت بزرگی از سرمایه اش را از خارج کشور به حساب ارزی هلال احمر حواله می کند.

با آقای عالی نسب به مشورت می نشیند که چه کنند تا یک کار زیر بنایی برای مردم جامعه انجام دهند. چون معتقد بود مردم کشورهای مترقی با هوش تر از مردم ما نیستند، بلکه آنها آموزش دیده اند و مدیریت بهتری دارند. بالاخره به این نتیجه می رسند که بهترین کار مدرسه سازی است.

در دورترین نقاط از چند استان، در جاهایی که ساخت و ساز از مشکل ترین کارهاست، مدرسه می سازند.تا به امروز بیش از چهارصد مدرسه ساخته است و در بیش از هزار مدرسه سرویس بهداشتی ساخته و تعمیر کرده است. از دیگر کارهای فرهنگی او تأسیس شرکت انتشارات فنی ایران است.

اگر بخواهیم از بارزترین ویژگی او در پایان صحبت کرده باشیم، تواضع و مهربانی اوست. معمار شمس، یکی از کسانی که قریب 40 سال مسئول رسیدگی به ایتامی بوده که تحت تکفل آقای خسروشاهی بوده اند، می گوید:

« بیست سال تمام نتوانستم قبل از او سلام بدهم. ده متر مانده بود تا به خم برسیم تعظیم می کرد و بلند سلام می داد.»

بی شک همین یک ویژگی می تواند گویای این باشد که چرا خسروشاهی هیچ گاه اجازه نداد مردم او را بشناسند.

نام و نشان مدارسی که اثری از نام و نشان جلیل خسروشاهی بر پیشانی آنها نیست!

بیش از 400 مدرسه به همت زنده یاد جلیل خسروشاهی در استان های آذربایجان شرقی،آذربایجان غربی؛ اردبیل، فارس، قزوین و قم احداث شده است.

1)    خاتم الانبیاء، تبریز، 15 کلاسه

2)    المهدی، تبریز، 14 کلاسه

3)    فاطمه الزهرا، تبریز، 12 کلاسه

4)    حضرت علی، تبریز، 15 کلاسه

5)    امام محمد باقر، تبریز، 14 کلاسه

6)    امام سجاد، تبریز، 15 کلاسه

7)    امام حسین، تبریز، 15 کلاسه

8)    حضرت ثامن الائمه ، تبریز، 14 کلاسه

9)    امام حسن عسگری، تبریز، 15 کلاسه

10)امام جعفر صادق(ع)، خسروشهر، 14 کلاسه

11)هنرستان، خسروشهر

و ....

۵ مهر ۱۳۹۶
بازدید: 673